تبليغاتX
درون خلوت ما غیر در نمی گنجد

درون خلوت ما غیر در نمی گنجد

آبادان ـ خبرنگار «ايران»: در يكي از روزهاي تعطيلات هفته گذشته ساعت ۶‎/۳۰ صبح در جاده ماهشهر ـ آبادان صداي مرگ پيچيد. ديگر صداي نوزادي كه گريه مي كرد شنيده نشد، پونه براي هميشه به تعطيلات آخر ترم رفت. مادر كيوان رخت سياهش را تجديد كرد و حسين آقا به عروسي دخترش هرگز نرسيد. مقصر كيست: اتوبوسي كه خراب شده بود و به علت عرض كم جاده يا نبود پاركينگ كنار جاده مجبور به توقف روي جاده شد يا...
۷۸ انسان پير و جوان و كودك سرنشينان دو اتوبوس كه از آبادان به سوي بوشهر و از شيراز و زرين شهر به سوي آبادان در حركت بودند به اضافه يك پرايد سواري در يك سانحه كشته و يا زخمي شدند. آخرين گزارش روابط عمومي شبكه بهداشت و درمان شهرستان آبادان حاكي از مرگ ۲۰نفر و زخمي شدن ۶۷ مسافر ديگر است كه ۲۰نفر از آنها با توجه به ضرورت به شهرستان اهواز منتقل شدند. معاونت اداره راه و ترابري آبادان مي گويد جاده آبادان ـ ماهشهر با عرض حدود ۷ متر و طول ۸۵كيلومتر هفتاد سال پيش با توجه به نياز شركت نفت احداث شده.

ستوان شريف بهران وندي از اداره راهنمايي و رانندگي آبادان گفت: با توجه به درجه بندي جاده ها متأسفانه اين جاده حتي يك جاده درجه چهارم هم نيست. اين جاده با عرض كم و بدون پاركينگ مناسب و ترافيكي سنگين هميشه موجب تلفات جاني ومالي سنگين بوده و جان هموطنان عزيزمان در خطر است. با توجه به نزديكي لوله هاي نفت در نزديكي جاده در زمان حادثه خسارات به دو برابر افزايش مي يابد. در اين مورد عيسي طوري شهردار آبادان گفت: بار ديگر مردم آبادان در سوگ عزيزان خود نشستند و چهره شهر آبادان ماتم زده شد. متأسفانه اين جاده هر سال چون اژدهايي گرسنه با قرباني گرفتن دهها انسان آرام مي گيرد. اميدوارم نمايندگان استان خوزستان نسبت به تعريض و دوبانده كردن اين جاده اقدامات مناسبي انجام دهند.

جدول اقدامات هيأت ايراني بازسازي لبنان
 

نام پروژه

تعداد پروژه‌هاي تكميل‌شده

در حال تكميل

در حال بررسي

مجموع پروژه‌ها

مدرسه و آموزشگاه فنى

140

10

7

157

اماكن عبادتى

50

13

2

65

مراكز پزشكى و بهداشتى

19

0

1

20

پل‌هاى بزرگ و مهم

10

4

6

20

پل‌هاى فرعى و كوچك

13

77

0

90

انتقال و توليد برق

87

2

18

107

پروژه‌هاى شهردارى و زيباسازى

13

1

56

70

جاده‌هاى اساسى

199كيلومتر

12كيلومتر

109كيلومتر

24پروژه

جاده‌هاى فرعى و داخلى

156كيلومتر

61كيلومتر

250كيلومتر

683 پروژه

زيرساخت

12

58

0

70

پاكسازي مين

0

0

2

2

مجموع پروژه‌ها

980

191

137

1308

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 9 AM  توسط کاید  | 

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

بدين شايستگي جشني بدين بايستگي روزي      ملك را هر روز در جشني باد و نوروزي  

نوروز مبارك       

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 4 PM  توسط کاید  | 

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

به نظر شما چند خر در اين تصوير وجود دارد؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 1 AM  توسط کاید  | 

images

برای غبار روبی دل، محتاجم به نوازش چشمان مهربانت.

بتابان خورشید نگاهت را که سخت محتاج روییدنم.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 4 AM  توسط کاید  | 

Fast & Free Image Sharing   

 

علي چهار محالي

(برگرفته از سایت سر بداران)

  علي کاید چهار محالي (رحمان)  از كادرهاي برجسته و باسابقه جنبش كمونيستي ايران و از رهبران شناخته شده جنبش كارگري، در نيمه دهه 20 شمسي در خوزستان يعني زادگاه پرولتارياي صنعتي ايران چشم به جهان گشود. زمانيكه انقلاب الجزاير عليه استعمارگران فرانسوي به پيروزي رسيد وي كه تشنه آگاهي انقلابي بود بنا به رهنمود يكي از نزديكانش در خارج از كشور راهي شهر الجزيره شد. در آنجا با سازمان انقلابي حزب توده ايران آشنا شد. او دوره اي به جنبش كمونيستي پيوست كه مبارزات حادي از جانب كمونيستهاي چيني برهبري رفيق مائوئسه دون عليه كمونيسم كاذب خروشچفي و رويزيونيستهاي شوروي و به تبع آن عليه رفرميسم تاريخي حزب توده _ براه افتاده بود. دوراني كه جنبشهاي رهائيبخش در كشورهاي تحت سلطه اوج گرفته و در گوشه و كنار جهان مبارزه مسلحانه انقلابي در حال گسترش بود.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 10 PM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر 

چرا مصری ها که هر گز عرب نبودند از آنها به عنوان یه کشور عربی اسم برده می شود ؟ 

این سوالیست که یک دانشجوی ایرانی از یک استاد مصری در قاهره میپرسد . 

استاد در جواب می گوید: ما فردوسی نداشتیم .

 

(منبع : http://www.ariobarzan.mihanblog.com/ )

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10 PM  توسط کاید  | 

imagesCAH4E4B6

آه تنهایی، چقدر دوستت دارم و میدانم تو هم دوستم داری چرا که هیچگاه ترکم نکرده ای. کاش تجسم می یافتی تا با تمام وجود در آغوش می گرفتمت . در تمام آن لحظات که بی توجه به تو که چون طفلی معصوم در پیم روان بودی و من به دنبال عشق خیالی خویش می دویدم تا او را جایگزین تو کنم ، صدای نفس نفس زدنت را در پشت سر خویش می شنیدم.

 چه بیرحمانه رهایت کردم و چه عاشقانه یافتی مرا.  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 1 AM  توسط کاید  | 

یادتان هست، دوستان یادتان هست
سید ابراهیم نبوی

http://cyrusonline.blogfa.ir/post-1279.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 2 PM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

پس از چندی سکون اکنون یک بسم الله دیگر

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 3 AM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 شمشیر جهل بار ها بر فرق عدالت فرود آمده ولی شمشیری که در شب نوزدهم بر فرق علی (ع) فرود آمد زخم عمیقی داشت به عمق تمام تاریخ.  

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 8 PM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر 

Oceans apart, day after day
And I slowly go insane
I hear your voice, on the line
But it doesn't stop the pain
If I see you next to never
How can we say forever

Wherever you go, whatever you do
I will be right here waiting for you
Whatever it takes, or how my heart breaks
I will be right here waiting for you

I took for granted, all the times
That I thought we'd last somehow
I hear the laughter, I taste the tears
But I cant get near you now
Oh cant you see it baby
You got me going crazy

I wonder how we can survive this romance
But in the end if I'm with you I'll take the chance

Oh cant you see it baby
You got me going crazy

برای دانلود آهنگ بر اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 12 PM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر 

برای پدرم و تمام آزادی خواهان گلگون کفن از ۱۳۶۰ تا کنون 

تنها به اندازه یک بازدم برای گفتن ((آری)) یا ((نه)) زمان داشت. چشمانش را بست و نفس را در سینه حبس کرد تا برآن زمان بیافزاید. ((آری)) به معنای بازگشتن به زندگی ، رسیدن به معشوقش که چند سال دوری او را تحمل می کرد و شنیدن صدای گوش نواز کودکانش که بی صبرانه منتظر بازگشتنش از سفر بودند و در آغوش کشیدن دخترش که خداوند پس از سالها به او عطا کرده بود و در عین حال پشت کردن به آرمانی که برایش همه آنچه بدان عشق می ورزید را رها کرده بود، و ((نه)) باز کردن آغوش بود برای مرگ و لبیک گفتن به آزادی ، و تنها ، باقی گذاشتن نامی که بعدها در هیاهوی جنگ و غوغای بنزین از آن نیز نشانی جز در دل همسر و کودکانش باقی نمی ماند.ولی...

دیگر توان باقی نگه داشتن نفس را در سینه نداشت:((نه)). 

و اکنون بر مزار بی مزارش در ناکجا جای بهشت زهرا شمعی به یادش و به یاد همه رهروان راه آزادی روشن میکنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 8 AM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

دکتر علی شریعتی:

اگر قادر نيستي خود را بالا ببری همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌ای را بالا ببری.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 8 AM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

دریچه های آسمان گشوده شده اند. نگاه ها رو به آسمان است. عده ای راه به خدا می جویند و عده ای چشم انتظار غروب خورشید و وقت طعام و من همچنان معلق بین ماندن و رفتن، بودن و نبودن. کسی مرا فرا می خواند که سالهاست می شناسمش، برایم بی تابی می کند. سالهاست که به هر وسیله ای چنگ می اندازد تا مرا به سوی خود بکشاند. اما من همواره از او گریزان بوده ام. همه اسبابی را از بهر رفتن به سویش برایم فراهم کرده است همه چیز بسته به یک اراده من است. فقط کافیست ((قدم اول)) را بردارم تا یازده قدم به او نزدیک شوم. 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 5 AM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 0 AM  توسط کاید  | 

 احمدي‌نژاد، سقراط زمانه است(بازتاب)

ist2_3816868_boy_making_a_funny_face


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 7 PM  توسط کاید  | 

gol

نسیمی سرشار از زندگی ، سرشار از بوی خوش باران ، پر از عطر وصل ، (( روییدن )) ، فراموش شده باغ دلم را زنده کرده است. باغ دلم پر شده از جوانه ، جوانه های سبز زندگی . خدا را می بینم که برایم دست تکان می دهد. داشتم چهره اش را از یاد می بردم ، چقدر زیبا بود و من فراموشش کرده بودم ، با لبخند همیشگی و مهربانش. و این تحفه ای بود از نسیمی که پر از عطر هشتمین مولایم بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 9 PM  توسط کاید  | 

die

چند روز پیش در بیمارستان بر بالین پدر دوستم شاهد کار عزراییل بودم ، تمیز و بی نقص . فقط یادم رفت ازش بپرسم کی نوبت ما میشه.توی این دنیا هممون تو صف مرگیم ولی این صف فرقش با صفهای دیگه اینه که سر و تهش معلوم نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 10 PM  توسط کاید  | 

خیلی وقته آفتاب رو ندیدم. درست از وقتی شیشه های اتاقم رو با پلاستیک سیاه زباله گرفتم. فکر کنم بهش برخورده باشه. یکی بش بگه به خدا قصد توهین نداشتم.خوب شاید انتظار داشته باید دودیشون می کردم . بنده خدا حقم داره اینطوری محترمانه تر بود.ولی خوب میدونی ، آخه پولش رو نداشتم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 8 PM  توسط کاید  | 

اصرار در نگه‌ داشتن‌ِ آن‌چه‌ نگه‌ داشتنی‌ نیست‌،
به‌ فرو ریختنش‌ می‌انجامد
همانندِ دانه‌های‌ شن‌
از میان‌ِ انگشتان‌!

با جرأت‌ به‌ رها کردن‌،
آزادی‌
همآهنگ‌ می‌کند
روح‌ُ جان‌ را...



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 5 AM  توسط کاید  |