تبليغاتX
درون خلوت ما غیر در نمی گنجد

درون خلوت ما غیر در نمی گنجد

leaving 

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

                                            چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

                                            شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

تو جفای خود بکردی و من نمی توانم

                                             که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان

                                             تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی 

دل خویش را بگفتم چو تو دوست می گرفتم

                                             نه عجب که خوبرویان بکنند بی وفایی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم

                                             دگری نمی شناسم تو ببر که آشنایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 0 AM  توسط کاید  | 

خانمی در سالن انتظار هواپیمای یک فرودگاه بزرگ منتظر منتظر پرواز بود.چون باید مدت زیادی منتظر می ماند تصمیم گرفت کتابی بخرد تا با آن وقت خود را بگذراند. او همچنین یک بسته شیرینی هم خرید. او بر روی یک صندلی در VIP فرودگاه نشست تا در حین استراحت به آرامی کتاب خود را نیز بخواند. مردی بر صندلی بغلی نشسته بود در کنار صندلی بین او و زن یک بسته شیرینی قرار داشت و مرد مجله اش را باز کرده و شروع به خواندن کرد. وقتی زن اولین دانه شیرینی را از جعبه برداشت مرد نیز یک دانه از آن جعبه برداشت. زن عصبانی شد ولی چیزی نگفت. او با خود فکر کرد)): حیف که حالم خوب نیست . اگر نه به خاطر پرروییش  با مشت به صورتش می زدم.)) زن هر بار که یک دانه شیرینی بر می داشت مرد نیز یک دانه بر میداشت. این مسئله زن را بسیار آتشی کرد ولی زن جلوی خود را گرفته و چیزی نمی گفت.وقتی تنها یک دانه شیرینی مانده بود زن با خود گفت)) اه... الان دیگه این مرد سوء استفاده گر چه خواهد کرد؟)) مرد آخرین دانه شیرینی را برداشته و آن را به دو قسمت تقسیم کرد و نصف آن را به زن داد.(( آه این دیگه خیلی بی شرمانه است! )) زن بسیار عصبانی بود. زن با اوقات تلخی کتاب و وسایلش را برداشت و به سوی سالن پرواز رفت. وقتی در هواپیما بر صندلیش نشست درون کیفش به دنبال عینکش می گشت که ناگهان با چیز غیر منتظره ای برخورد کرد. جعبه شیرینی او دست نخورده در کیفش قرار داشت. او بسیار شرمگین شد. او فهمید که اشتباه کرده است و جعبه شیرینی در VIP متعلق به آن مرد بوده نه او و او جعبه شیرینی اش را در کیفش گذاشته بوده است. و آن مرد بدون احساس عصبانیت آخرین شیرینی خود را با او قسمت کرده بود. و اکنون دیگر هیچ شانسی برای توضیح یا عذر خواهی نداشت.

4 چیز است که بازگشت ندارد:

1- سنگ پس از پرتاب

2- کلام پس از گفتار

3- فرصت بعد از دست دادن آن

4- عمر وقتی که به پایان نزدیک شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 0 AM  توسط کاید  | 

آيت‌الله سيدمحمد موسوي بجنوردي، فرزند مرحوم آيت‌الله العظمي ميرزا حسن موسوي بجنوردي از مراجع تقليد دوره معاصر است، همچنين از طريق مادري نيز با آيت‌الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني مرجع تقليد شيعيان و صاحب كتاب وسيله النجاه منسوب است. وي تحصيلا‌ت عالي خود را در نجف اشرف، در خدمت پدر و ساير اساتيد بزرگ آن دوران سپري نموده است و از آيت‌الله العظمي خويي و امام خميني (ره) نيز اجازه اجتهاد دريافت كرده است.
او از سال 1361 به بعد در دانشگاه‌ها و حوزه هاي علميه مختلف تدريس نموده و بيش از ده‌ها كتاب و مقاله در حوزه‌هاي مختلف فقهي، حقوقي، فلسفي و اجتماعي به رشته تحرير درآورده است. وي مدتي نيز به حكم امام خميني در شوراي عالي قضائي عضويت داشته است. آنچه در پي مي‌آيد، گفت‌وگويي است با ايشان درباره جايگاه رجم (سنگسار) و نظريات مربوط به آن در فقه اسلا‌مي.

باقی مصاحبه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2 AM  توسط کاید  | 

تهديد كوچكي براي جهان

از كران تو شنيدن
تاكي!؟
بو، با بونه ي نا زنين
كبريت كه مي كشم بر كناره ات
و تازه شهر تاريكش را بي دريغ نمايان مي كند
بر ما
بي قراريم اما
در خط ها پيداست
وقتي خنده هاي كسي گوشي را
چنان ملتهب مي كند كه سكوت سنگين،
تر مي شود هر بار
و همه چيز بر مي گردد از هواي خود
حالا دريچه اي به كران
منفذي به من
اين تنها ،ترجيح باز مانده در راه است
وقتي تو ترك كرده اي مرا
و من انگار تهديد كوچكي براي جهان
در همسايگي سكوت
بزرگ
تر شده ام هر روز

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0 AM  توسط کاید  | 

لا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ العِبادِ الأعمالَ الصّالحةَ الّتي يَعْمَلونَها إذا تَوَلَّوا الإمامَ الجائرَ الّذي ليسَ مِنَ اللَّهِ تعالى

امام صادق عليه السلام :

اگر بندگان ، پيشواى ستمگر را كه از جانب خدا نيست به زمامدارى گيرند ، خداوند كارهاى شايسته‏اى را كه انجام مى‏دهند نخواهد پذيرفت

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 11 PM  توسط کاید  | 

در مورد اطفاي حريق مخازن نفت خام ( Crude oil ) نكاتي وجود دارد كه در مورد ساير مخازن وجود ندارد . خاموش كردن نفت خام مانند كليه مايعات ديگر در اثر بر هم زدن توازن ميزان هوا و گاز صورت مي گيرد . در هنگام خاموش كردن و اطفاي حريق نفت خام بايد به انتقال حرارت در قسمتهاي پايين تر از سطح آتش و شعله توجه نمود . در اكثر آتش سوزي های مخازن با مخزنی بدون سقف روبرو خواهيم شد كه يا سقف شناور آن غرق شده يا سقف ثابت آن در اثر انفجار و شعله از بين رفته است . بخارات مخلوط نفت خام با ميزان هواي كافي و غير كافي تركيب شده و به آساني احتراق ناقص يا كاملي بوجود مي آورد . به علت پايين تر بودن دماي جوش تركيبات سبك موجود در نفت خام اين تركيبات سريعتر به بخار تبديل شده و در حجم وسيع و زمان كم باعث شعله ور شدن مخزن مي شوند . در همين زمان تركيبات سنگين تر در مجاورت سطح شعله گرم شده ولي اكثرا به دليل نرسيدن به دماي جوش و خروج مواد سبك موجود در لايه هاي پايين تر به جاي آنها به لايه هاي پايين تر سقوط كرده و فقط ميزان كمي از آنها در مراحل اوليه احتراق شركت مي كنند و بعضا به صورت ملكولي در جريان حركتي ناشي از احتراق از سطح شعله و بستر آتش جدا شده و ستون دود را ايجاد مي كنند . سقوط مواد سنگين با دمايي بالا به لايه هاي زيرين شعله باعث انتقال حرارت به شيوه جابجايي مي شود و تبادل حرارت آنها با مايعات ( نفت خام ) باعث گرم شدن آنها و بالا رفتن ملكولهاي سبكتر و رسيدن آنها به بستر آتش و شعله    مي شود .  مواد سبك در نزديكي سطح شعله و بستر آتش به دماي مطلوب جهت تبخير رسيده و بخارات آنها در سطح بستر آتش با هوا تركيب شده و باعث ادامه حريق    مي شوند . هر اندازه حرارت زياد و سوخت ادامه داشته باشد اين حركت ادامه داشته و به قسمتهاي پايين تر و كف مخزن انتقال مي يابد و با كم شدن ميزان آنها به آرامي فاصله شعله تا سطح مايع كمتر مي شود . قبل از آن دماي سطح مايع نزديك به    300 درجه فارنهايت است و با كم شدن فاصله شعله با سطح مايع دما به حدود 600 درجه فارنهايت مي رسد . با رسيدن حرارت به لايه هاي پايين و كف مخزن در صورت موجود بودن آب در آن ناحيه تبخير شده و افزايش حجم بسيار بالاي آن ( در حدود 1600 تا 1700 برابر ) باعث بالا رفتن سطح مايع و لبريز و پاشيده شدن آن به محيط اطراف مي گردد   ( Boil over ) . بنابراين بايد از هر گونه ورود آب در هنگام اطفاي حريق مخازن به درون آنها خودداري نمود و صرفا بايد جهت خنك نمودن جداره مخزن استفاده نمود . در اكثر مخازن سيستم خنك كننده اسپري آب براي جداره مخزن از سيستم خنك كننده سقف مخزن جداگانه طراحي و از مسيرهاي جداگانه و ولوهاي مجزا استفاده مي شود و در صورت انهدام سقف سريعا بايد جريان آب منتهي به سقف را قطع نمود تا از هرگونه ورود آب به مخزن جلوگيري گردد .

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 9 PM  توسط کاید  | 

سوال:با سلام مي خواستم نظر مباركتان را درباره حكم سنگسار زنان و نحوه اجراي آن در اسلام و لزوم تغيير اين حكم در عصر كنوني بدانم.

بسمه تعالی

ج -  قوانين اسلام براي هميشه است و شارع تعالي رعايت مصلحت را نموده و براي همه دوران ها هم رعايت مصلحت نموده، چون براي هميشه است و اصولاً جواز تغييراحكام بر مي گردد به نفي حاكميت و قانونگذاري شارع و شرك در قانونگذاري است «ان الحكم الا لله يقصّ الحق و هو خير الفاصلين» و بعد ازآن كه امري به صورت حكم اسلام مطرح باشد و فقيه آن را حكم اسلامي دانسته و از منابع، استفاده نموده، همان حكم برايش حجت است و جايگزين نمودن چيز ديگر به جاي آن افتراء علي الله بلكه باشك در بودن و نبودن آن در اسلام چه رسد به علم به نبودن كه تشريع و ادخال ماليس من الدين في الدين است. و مسأله ناپسندي جوامع و يا خشن دانستن آن ها احكام اسلام را نمي تواند مشرع باشد و قوانين اسلام، تابع انظار و بينش هاي ديگران نيست و الا احكام بايد به تدريج تغيير كند ودر نتيجه اسلامي نمي ماند تا خشن باشد يا سهل آري، وقتي به اين گونه مسأله ها برخورد نموديم دقّت زياد تري در استنباطمان بنماييم، تا شايد به نظريّة و فتواي مثل ميرازي قمي (قدس سره) برسيم كه معتقد است جواز اجراي حدود در زمان غيبت، محل تأمّل و توقف است و بايد به جاي آن ها تعزير نمود و يا در رابطه با اثبات آن به طرق خاصّه يعني چهار مرتبه اقرار عن وجدان ديني و وضعي كه در روايات آمده و يا چهار شاهد عادل آن هم با وضع خاص به خود كه غالباً بلكه به طور كلّي درازمنه بعد از زمان حضور ائمه معصومين (صلوات الله عليهم اجمعين) تحقق پيدا نكرده و نمي كند كه بنده بر اين نظر هستم و راه اثبات را در حدود عرضيّة، منحصر به همان دو راه مي دانم لاغير، به هر حال، با يكي از اين دو نظريه، اشكال ها مندفع مي گردد و احكام اسلامي با توجه به فتواي فقها عظام براي هميشه محفوظ مي ماند و شبهه تغيير و تجديد نظر در احكام و هميشگي نبودن آن به وجود نمي آيد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 10 PM  توسط کاید  | 

در زمان اطفائ آتش مخازن پروپان؛ همواره احتمال انفجاری با نام انفجار ابر بخارات مایع در حال جوشش boiling liquid expanding vapor explosion BLEVE وجود دارد. جهت کاهش این ریسک  آتش نشانان باید به توصیه های زیر توجه کنند:

1- اطفای آتش باید از حداکثر فاصله ممکن صورت بپذیرد و حتی الامکان از نازلها و مانیتورهای ثابت که نیاز به نفر ندارند استفاده شود.

2- مخزن را با مقادیر بسیار زیاد آب تا زمان اطفای کامل مخزن خنک نمایید.

3-آب را به طور مستقیم به محل نشت گاز یا ادوات ایمنی نصب شده بر روی مخزن نگیرید چون ممکن است باعث یخ زدگی شود.

4- در صورت افزایش صدای نشت از ادوات ایمنی نصب شده بر مخزن یا مشاهده تغییر رنگ مخزن سریعا محل را ترک نمایید.

5- در آتش های بزرگ از این نوع سعی در استفاده از ادوات ثابت شود و بهتر است بعد از نصب این ادوات مخزن را تا زمان سوختن کامل محتویات آن به حال خود رها کنید.

6- آگاه باشید که در هنگام وقوع پدیده انفجار ابربخارات تکه های مخزن ممکن است به هر سمتی پرتاب شود .لذا نباید محوطه خارج ازدایک مخزن محل امن در نظر گرفته شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 11 PM  توسط کاید  | 

حجت الاسلام جنتی این هفته در خطبه های نماز جمعه تهران در ادامه افاضات پر فیضشان!!! ضمن دفاع از عملکرد نیروی انتظامی در طرح ارتقائ امنیت اجتماعی با اشاره به اعدام اراذل و اوباش فرمودند که اگر امام علی (ع) نیز بودند همین کار را می کردند. ولی نکاتی که ایشان به آن اشاره نکردند این بود که اگر امام علی(ع) حضور داشتند اولا اراذل و اوباشی وجود نداشت که شما به جای از بین بردن زمینه بوجود آمدنشان لاف از بین بردنشان را بزنید( مانند تمام مشکلات دیگر این مملکت که با حذف صورت مسئله زحمت حل آن را به خود نمی دهید) و دیگر اینکه اگر امام علی (ع) حضور داشتند امثال آقایان جنتی حقوق ماهیانه شان از محل بیمه بیکاری تامین می شد نه دبیری شورای نگهبان اصول گرایان. 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 11 PM  توسط کاید  | 

NewPic.ir Free Photo Sharing    NewPic.ir Free Photo Sharing 

آتش سوزي كه از چندي پيش در سراسر يونان بطور بي‌سابقه‌اي در جريان است، همچنان حادثه مي‌آفريند.
بر اساس گزارش رسانه‌هاي همگاني يونان، روز چهارشنبه علاوه بر فعال بودن صدها حريق در مناطق مختلف يونان، آتش سوزي مهيبي در جريره "كفالونيا" واقع در جنوب غربي اين كشور نيز شروع شده و تاكنون تعداد زيادي از منازل مسكوني در آتش سوخته و يك نفر جان خود را از دست داده است.

بر اثر اين آتش سوزي، هم اكنون تعداد زيادي از روستاهاي اين جزيره در محاصره آتش قرار دارند و مسوولان در تلاش براي نجات جان مردم هستند و تا كنون توانسته‌اند افراد زيادي را از محل خارج كنند.

در همين حال، در مناطق ديگر يونان نيز روز چهارشنبه آتش سوزيها به روستاهاي زيادي سرايت كرده و مردم وحشت زده منازل خود را ترك مي‌كنند.

هيات دولت يونان روز سه شنبه براي مقابله با آتش سوزيها، جلسه‌اضطراري تشكيل داد و در اين جلسه درمورد نحوه مهار آتش، بحث و تبادل نظر شد.

دراين جلسه تصميم گرفته شد كه تعداد هزار و ‪ ۳۰۰‬آتش نشان به صورت موقت استخدام شوند و از نيروهاي مردمي براي مقابله با آتش سوزي استفاده شود.

در اين جلسه همچنين تصميم گرفته شد كه مراقبت‌هاي هوايي از جنگلهاي كشور توسط هواپيماهاي ارتش و نيروهاي آتش نشاني به عمل آيد و گشت زني توسط نيروهاي آتش نشاني افزايش يافته، بصورت ‪ ۲۴‬ساعته انجام گيرد.

در همين حال، "يورگوس پاپااندرئو" رييس حزب سوسياليست پاسوك كه دومين حزب بزرگ اين كشور مي‌باشد، از رييس جمهوري اين كشور خواسته است تا جلسه‌اي با حضور روساي احزاب اين كشور براي مقابله با آتش سوزيها، تشكيل دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 1 AM  توسط کاید  | 

NewPic.ir Free Photo Sharing

من و همکاران(از سمت راست: مهندس نیسی افسر ارشد، حسینی ،اختری، رستمی، جاویدان، شکاری، مظفری، خودم، مهندس جوادی نیا افسر ارشد)

NewPic.ir Free Photo Sharing

تست خودرو آتش نشانی

NewPic.ir Free Photo Sharing

تست ماشین پله دار در کنار حوضچه آب ایستگاه

NewPic.ir Free Photo Sharing

تفریحات سالم بعد از تست( توی آب اسماعیل سروی نژاد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 11 AM  توسط کاید  | 

-قائل به عموميت قصاص هستيم براى قتل هر انسانى كه خونش در حكومت اسلامى محترم است، بدون تفاوت از حيث مسلمان و كافر بودن قاتل و مقتول، در مورد قصاص زن و مرد هم آنچه در قوانين جزايى ما و در فقه هم جايز هست اين است كه اگر مردى زنى را بكشد و اولياى زن بخواهند قصاص كنند، بايد نصف ديه را بدهند، امّا ما گفتيم اين طور نيست و هر دو در مقابل هم قصاص مى شوند، كما اينكه ديه غير مسلمانى كه محترم است يعنى مالش و عرضش مصونيت دارد ديه اش با ديه مسلمان برابر است. راجع به قضاوت هم از  25  تا  30  سال قبل بحث كرديم كه حقّ قضاوت براى زن نيز هست، حقّ ولايت هم براى زن هست، حقّ مرجعيت و رئيس جمهورى و ولايت فقيه و... براى زن است، اينها را نوشتيم و گفتيم و گروهى هم سر و صدايشان در آمد و اعتراض كردند كه اصلاً مهم نيست و ما توجهى نمى كنيم. در باب ازدواج هم كه روى ازدواج باكره رشيده بحث است ما گفتيم كه دختر باكره بالغه رشيده كه مفهوم و درك ازدواج و سرنوشت را دارد و مى داند كه در جامعه مردِ بَد نيز هست، طلاق هست و خلاصه اينها را مى فهمد، اصلاً اذن پدر نمى خواهد او هم مثل پسر است و مى تواند بدون اجازه ازدواج كند. پس از نظر بنده اذن پدر براى باكره رشيده در ازدواج دايم، لازم نيست، بر خلاف ازدواج موقت كه لازم است، اگر هم شك كرديم كه رشيده است يا نه بايد رشد احراز شود و تا رشد احراز نشود حكم غير رشيده دارد، البته آية الله گلپايگانى گفته اند هيچ جا لازم نيست، منتها در قوانين مملكت ما و قانون مدنى ما گفته شده كه اذن پدر به لحاظ ثبت در دفتر لازم است، اگر بخواهد نباشد بايد مصلحت انديشان بينديشند و بحث كنند كه اگر ما بگوييم اذن پدر لازم نيست، مفسده اى براى آن به وجود مى آيد يا نه؟ كه به نظر من در نكاح دايم كه اصل در نكاح است، اجازه پدر لازم نيست.
در بحث طلاق كه در اراده مرد است و يا ارث پسر كه دو برابر دختر است در اين بحث بنده بايد فكر كنم امّا آنچه كه معلوم است و نظر ما هم تابع آن است مشكلى در پى ندارد چرا كه در موارد عيب هم زن حقّ فسخ دارد مثل جنون مرد و يا مواردى كه تدليس كرده - كلاه سر زن گذاشته- زن باز حقّ فسخ دارد. به نظر من محض اينكه طلاق دست مرد باشد با اين مواردى را كه ما داريم اشكالى را پيش نمى آورد فقط يك جا اشكال پيش مى آيد و آن اينكه مرد بى جهت بخواهد زن را طلاق بدهد كه اين موضوع جاى بحث دارد به خاطر آنكه در مقابل، زن هم اگر ناراضى باشد و حاضر شود همه مهريه اش را به مرد پس بدهد به نظر اين جانب و برخى از علماى بزرگ گذشته بر مرد واجب است كه او را طلاق بدهد، پس مرد مهريه مى دهد و طلاق مى دهد زن هم اگر مهريه را پس داد مرد بايد او را طلاق خلع بدهد، وگرنه دادگاه بجاى او طلاق مى دهد و عدالت با اين وضع مراعات شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1 AM  توسط کاید  | 

NewPic.ir Free Photo Sharing

حضرت آية الله العظمى صانعى در ديدار با دانيل داوس خبرنگار روزنامه انگليسى گاردين در پاسخ به پرسشى در باره ديه زن و مرد در اسلام فرمودند:
آنچه در قانون نوشته شده و مطرح است با برخى از برداشتهاى بزرگان و فتاواى اهل فن مطابق است و آنچه که بنده مى گويم نظر خودم است که به عنوان يک برداشتى از اسلام ارائه مى شود. براى بنده هم بسيار مشکل بود که بپذيرم يک زن با وجودى که انسان است ارزشش از نظر خون و ديه (پول خون) با مرد فرق داشته باشد چون هر دو انسان هستند. چرا خون بهاى يک انسان نصف خون بهاى انسان ديگر باشد؟ و چرا وقتى مردى زنى را مى کشد در صورتى که صاحبان خون بخواهند قصاص کنند بايد نصف خون بها را بدهند تا بتوانند او را قصاص کنند. ولى اگر زنى مردى را بکشد او را قصاص مى کنند بدون اينکه خون بهايى به اولياء و بچه هاى زن بپردازند. و اگر اولياى زن، که کشته شده، نتوانند نصف خون بها را بدهند قاتل کشته نمى شود و صاحبان خون بايد بسوزند و بسازند. به طور کلى اين اشکالها سبب شد که ما وارد بحث ديه بشويم.
ايشان در بخش ديگرى از سخنانشان با ذکر اين نکته که " در گذشته اين اشکالها به علت ارتباطات کم و محدود و همچنين ميزان اندک آدم کشى و قتل چندان مورد توجه نبوده و به نظر بزرگان ديروز هم نمى آمده، لذا به همان برداشتهاى خودشان اکتفا کرده و نظر مى دادند" افزودند:
اما بنده وقتى به سراغ آيات و روايات رفتم برداشت و قرائتم اين شد که زن و مرد در ديه همانند هستند و هيچ تفاوتى در خون بها ندارند، و مجازات آنها مثل يکديگر است. در عين حال هم فقهايى که در گذشته آن فتوا را دادند معذور هستند و هم بنده که اين نظريه را داده ام چون اختلاف قرائت و برداشت از اصول در هر فن و علمى وجود دارد. در برداشتهاى دينى ما از قوانين هم همين اختلاف قرائت هاست. بنده معتقدم روزى خواهد آمد که همه فقها و دانشمندان شيعه همين نظريه را بگويند. و اما برادران اهل تسنن نيز در ديه قائل به نصف هستند، گرچه در باب قصاص مرد و زن را برابر مى دانند. در ضمن آنچه که بنده مى گويم به صورت قانون در نيامده و بنده نيز به قانون اشکال دارم.
اين مرجع تقليد نوانديش شيعه در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار در خصوص اينکه: چه قدر خوش بين هستيد که اين نظر حضرتعالى به صورت قانون در بيايد؟ اضافه کردند:
اين به شرايط ديگرى بستگى دارد يعنى بايد شخصى مثل امام خمينى (قدس) پيدا شود که فوق العاده ملا باشد و بخواهد به اسلام خدمت کند و تحت تاثير هيچ چيز هم قرار نگيرد، ولى در شرايط فعلى امکان آن نيست.
ايشان همچنين در مورد ميزان توجه طلاب جوان به ديدگاههاى جديدشان در مباحثى نظير ديه درحاليکه اين موضوع را تابعى از استعداد علمى آنها دانستند که در صورت وجود رشد و انبساط فکرى مى توانند چنين مباحثى را بپذيرند، افزودند:
توده مردم مسلمان هم قبول مى کنند اما کسانيکه طرفدار خشونت هستند استعداد فکرى ندارند. و بنده معتقدم هيچ تبعيضى در اسلام وجود ندارد و همه انسانها از نظر حقوق مساوى هستند زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان، مشرقى و مغربى همه از نظر اسلام در حقوق مساوى هستند_ يعنى مسلمان و غير مسلمان در مجازاتشان مثل هم هستند اگر مسلمانى غير مسلمانى را بکشد آن مسلمان را به جاى غير مسلمان مى کشند _ اين گونه نيست که گفته شود چون قاتل مسلمان است مجازات نشود. خلاصه آنکه زبان و رنگ سبب تبعيض در اسلام نبوده و نيست و لذا سياه و سفيد، و. .. در حقوق برابر هستند، مسلمان و غير مسلمان همه برابر هستند.
تنها در حقوق زنان دو مورد وجود دارد که ممکن است فکر کنيم تبعيض وجود دارد، يکى مساله ارث است که از نظر بنده مسلم است که ارث فرزند پسر دو برابر فرزند دختر است ولى در عين حال تبعيض نيست چون کمتر به دختر داده نشده، بلکه اگرهم، کمتر داده شده به پسر کمتر داده شده يعنى مردها بايد شاکى باشند که تبعيض وجود دارد. توضيح اين مطلب را نيز ما قبلا به طور مفصل بيان کرده ايم.
مورد دوم مساله طلاق است که گفته مى شود اسلام طلاق را بدست مرد قرار داده و اين ظلم به زن است درحالى که آنجا هم ظلم به زن نيست، براى اينکه مرد ازدواج مى کند و مهريه به زن مى دهد، هر زمان خواست طلاق بدهد بايد مهريه را به زن بدهد و طلاق بدهد، و اينجا خلافى نيست چون مرد مهريه را مى دهد و طلاق مى گيرد.
و اما اگر زن بخواهد طلاق بگيرد، يعنى طلاق در اختيار زن باشد، دو صورت براى آن فرض مى شود، يکى اينکه زن به مرد بگويد من را طلاق بده و مهريه هم از من باشد، يعنى هم مهريه را مى خواهم و هم بايد من را طلاق بدهى، که اين صحيح نيست زيرا ظلم به مرد است، صورت دوم اين است که زن به مرد مى گويد من را طلاق بده و مهريه هم نمى خواهم، به نظر ما بر مرد واجب است که زن را طلاق بدهد، و نبايد زن را ناراحت و اذيت کند، و نمى تواند بگويد طلاق نمى دهم، و اگر گفت طلاق نمى دهم، محکمه طلاق مى دهد، در ضمن نمى تواند بگويد که بايد يک مقدار اضافه بر مهريه به من بدهى تا تو را طلاق بدهم. اين نظريه منحصر به بنده نيست بلکه در ده قرن قبل بسيارى از دانشمندان ما اين نظر را داشتند، با اين وضع در بحث طلاق هم ظلمى نشده است.
اما درصورتيکه زن مهريه را بدهد و مرد حق داشته باشد طلاق ندهد اين ظلم به زن است. بعضى ها اينگونه گفته اند، اما بنده اين نظر را قبول ندارم.
ايشان همچنين در خصوص اثرات مخرب و خطرناک عدم شفافيت مسائل و موضوعات براى انقلاب و تصوير منفى که از اسلام ارائه مى کند، افزودند:
البته اين موارد خيانت نيست زيرا خيانت زمانى است که آگاهانه اين کار را بکنند، لذا ما مى گوييم اشتباه است. اما براى چهره اسلام خطردارد يعنى براى ما که دانشمندان اسلامى هستيم ضرر دارد، و شکى نيست که تصويرى منفى از اسلام ارائه مى دهد و اگر اين اشتباهات به سر حد خيانت برسد بزرگترين جرم در تاريخ اسلام است، مثل همان خطرى که تروريستها براى اسلام دارند.

منبع: http://www.saanei.org/page.php?pg=zanan&lang=fa

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 0 AM  توسط کاید  |