تبليغاتX
درون خلوت ما غیر در نمی گنجد

درون خلوت ما غیر در نمی گنجد

imagesCAH4E4B6

آه تنهایی، چقدر دوستت دارم و میدانم تو هم دوستم داری چرا که هیچگاه ترکم نکرده ای. کاش تجسم می یافتی تا با تمام وجود در آغوش می گرفتمت . در تمام آن لحظات که بی توجه به تو که چون طفلی معصوم در پیم روان بودی و من به دنبال عشق خیالی خویش می دویدم تا او را جایگزین تو کنم ، صدای نفس نفس زدنت را در پشت سر خویش می شنیدم.

 چه بیرحمانه رهایت کردم و چه عاشقانه یافتی مرا.  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 1 AM  توسط کاید  | 

یادتان هست، دوستان یادتان هست
سید ابراهیم نبوی

http://cyrusonline.blogfa.ir/post-1279.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 2 PM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

پس از چندی سکون اکنون یک بسم الله دیگر

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 3 AM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 شمشیر جهل بار ها بر فرق عدالت فرود آمده ولی شمشیری که در شب نوزدهم بر فرق علی (ع) فرود آمد زخم عمیقی داشت به عمق تمام تاریخ.  

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 8 PM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر 

Oceans apart, day after day
And I slowly go insane
I hear your voice, on the line
But it doesn't stop the pain
If I see you next to never
How can we say forever

Wherever you go, whatever you do
I will be right here waiting for you
Whatever it takes, or how my heart breaks
I will be right here waiting for you

I took for granted, all the times
That I thought we'd last somehow
I hear the laughter, I taste the tears
But I cant get near you now
Oh cant you see it baby
You got me going crazy

I wonder how we can survive this romance
But in the end if I'm with you I'll take the chance

Oh cant you see it baby
You got me going crazy

برای دانلود آهنگ بر اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 12 PM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر 

برای پدرم و تمام آزادی خواهان گلگون کفن از ۱۳۶۰ تا کنون 

تنها به اندازه یک بازدم برای گفتن ((آری)) یا ((نه)) زمان داشت. چشمانش را بست و نفس را در سینه حبس کرد تا برآن زمان بیافزاید. ((آری)) به معنای بازگشتن به زندگی ، رسیدن به معشوقش که چند سال دوری او را تحمل می کرد و شنیدن صدای گوش نواز کودکانش که بی صبرانه منتظر بازگشتنش از سفر بودند و در آغوش کشیدن دخترش که خداوند پس از سالها به او عطا کرده بود و در عین حال پشت کردن به آرمانی که برایش همه آنچه بدان عشق می ورزید را رها کرده بود، و ((نه)) باز کردن آغوش بود برای مرگ و لبیک گفتن به آزادی ، و تنها ، باقی گذاشتن نامی که بعدها در هیاهوی جنگ و غوغای بنزین از آن نیز نشانی جز در دل همسر و کودکانش باقی نمی ماند.ولی...

دیگر توان باقی نگه داشتن نفس را در سینه نداشت:((نه)). 

و اکنون بر مزار بی مزارش در ناکجا جای بهشت زهرا شمعی به یادش و به یاد همه رهروان راه آزادی روشن میکنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 8 AM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

دکتر علی شریعتی:

اگر قادر نيستي خود را بالا ببری همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌ای را بالا ببری.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 8 AM  توسط کاید  | 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

دریچه های آسمان گشوده شده اند. نگاه ها رو به آسمان است. عده ای راه به خدا می جویند و عده ای چشم انتظار غروب خورشید و وقت طعام و من همچنان معلق بین ماندن و رفتن، بودن و نبودن. کسی مرا فرا می خواند که سالهاست می شناسمش، برایم بی تابی می کند. سالهاست که به هر وسیله ای چنگ می اندازد تا مرا به سوی خود بکشاند. اما من همواره از او گریزان بوده ام. همه اسبابی را از بهر رفتن به سویش برایم فراهم کرده است همه چیز بسته به یک اراده من است. فقط کافیست ((قدم اول)) را بردارم تا یازده قدم به او نزدیک شوم. 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 5 AM  توسط کاید  | 

 احمدي‌نژاد، سقراط زمانه است(بازتاب)

ist2_3816868_boy_making_a_funny_face


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 7 PM  توسط کاید  | 

die

چند روز پیش در بیمارستان بر بالین پدر دوستم شاهد کار عزراییل بودم ، تمیز و بی نقص . فقط یادم رفت ازش بپرسم کی نوبت ما میشه.توی این دنیا هممون تو صف مرگیم ولی این صف فرقش با صفهای دیگه اینه که سر و تهش معلوم نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 10 PM  توسط کاید  | 

خیلی وقته آفتاب رو ندیدم. درست از وقتی شیشه های اتاقم رو با پلاستیک سیاه زباله گرفتم. فکر کنم بهش برخورده باشه. یکی بش بگه به خدا قصد توهین نداشتم.خوب شاید انتظار داشته باید دودیشون می کردم . بنده خدا حقم داره اینطوری محترمانه تر بود.ولی خوب میدونی ، آخه پولش رو نداشتم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 8 PM  توسط کاید  | 

پیرمرد امروز صبح با گاری در دست از کوچه مان رد شد. آنقدر پیر و فرتوت بود که معلوم نبود او گاری را نگه داشته یا گاریش او را.پایش را آنچنان بر زمین می کشید که اگر بر روی ماسه زار راه می رفت خط ممتدی بر جای می گذاشت. فریاد که چه بگویم ناله ای از او بلند بود. فریاد عدالت خواهی  ای که در صدای بوق پژویی که پشت سرش بوق می کشید  گم می شد.با هر بار فریاد زدنش تمام غمهای عالم بر سرم خراب می شد. ناله اش درخواست نبود که بازخواست بود:(( نون خشک..... نون خشک...)). از خودم خجالت کشیدم. طاقت دیدنش را نداشتم. زود به خانه برگشتم.   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 1 AM  توسط کاید  | 

SPV079~Sir-Winston-Churchill-Posters

ـ بزرگترین درس در زندگی این است که بدانیم احمقها هم گاهی اوقات راست می گویند.

ـ وقتی مجبوری کسی را بکشی ادب ارزشی ندارد.

ـ موفقیت ؛ رفتن از یک شکست به شکست دیگر بدون از دست دادن اشتیاق است.

ـ بهای با عظمت بودن مسئولیت پذیری است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 4 AM  توسط کاید  | 

broken heart 

دنیا را بد ساخته اند...کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد...کسی که تو را دوست دارد ، تو دوستش نمی داری اما کسی که دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است...!!!! (( دکتر علی شریعتی))

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 3 AM  توسط کاید  | 

مصطفي انتظاري هروي – آيت الله العظمي يوسف صانعي از مراجع تقليد، در گفتگويي اختصاصي با «نخست» که در محل دفتر ايشان در مشهد صورت گرفت، در آستانه فرا رسيدن روز جوان، تأکيد کرد: «دين گريزي جوانان را قبول ندارم و به عقيده من جوانان از تعريفي از دين مي گريزند که از دل آن استبداد و سلب آزادي هاي مشروع بيرون مي آيد.»

 

وي با بيان اين مطلب که امروزه دو گونه گريز از تعاريف موجود از دين وجود دارد، تصريح کرد: «اولين نوع، گريز دانشجويان و دانشگاهيان است که برخي برداشت ها از دين را نمي پذيرند و قبول نمي کنند که برخي مسائل منسوب به دين باشد.»

 

وي ادامه داد: «نوع دوم، گريز عده اي نا آگاه است که به خاطر پاره اي از فشارها و تنگناها فکر مي کنند با روگرداني از دين اوضاعشان بهتر مي شود که البته چنين دين گريزي هايي مقطعي است.»

 

آيت الله العظمي صانعي با تأکيد بر اينکه بدبيني به اسلام به خاطر خطاي عده اي در قول و عملشان است، اظهار داشت: «به عنوان مثال، وفاي به عهد امري واجب در اسلام است و تمام آنچه حکومت با مردم قرارداد مي کند نيز از جنس عهد است، پس يا نبايد به مردم وعده اي بدهيم يا اگر مي دهيم واجب است به آن عمل کنيم و اگر نتوانستيم، دلايل ناتواني خود را مي بايست تشريح کنيم که اگر نکنيم، حرام شرعي است.»

 

وي با بيان اين مطلب که جوانان از تعريفي از دين که در آن مخالفين مشرک خوانده مي شوند گريزانند، خاطر نشان ساخت: «در حال حاضر آگاهي ديني مطلوبي در سطح جامعه شکل گرفته است و بذري که امام خميني سلام الله عليه کاشتند در حال ثمر دادن است.»

 

 ايشان در پاسخ به سؤال ديگري در مورد حکم سنگسار فرمودند: «در اين مورد يا بايد آئين دادرسي خاص رعايت گردد و اقرار وجداني و شهادت کامل 4 نفر تحت شرايط سختي لحاظ شود و يا اينکه بنابر فتواي ميرزاي قمي اجراي حکم را منوط به ظهور امام معصوم کنيم و به هر حال علم قاضي در اين زمينه ملاک نيست.»

 

آيت الله العظمي صانعي همچنين در مورد برداشت هاي مرد سالارانه از تمکين زن تأکيد کرد: «تمکين زن از مرد به معناي برده بودن زن نيست و همانجا که اجازه زن از مرد معتبر است، اجازه مرد از زن نيز داراي اعتبار مي باشد و مثلاً مرد نبايد جايي برود که به شئون و حقوق زن خللي وارد شود.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 8 AM  توسط کاید  | 

ahmadinejad1

طبق آخرین گزارشات رسیده از سخنگوی غیر رسمی دولت به امید خدا تا قبل از اتمام دوره اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد کلیه ملت شریف ایران تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی قرار می گیرند.این سخنگو همچنین پیش بینی کردند در صورتیکه ایشان دور بعد نیز رای بیاورند انشاءالله تمام مردم ایران در دوره بعد تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار خواهند گرفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0 AM  توسط کاید  | 

تنهایی

این واژه را بلندترین شاخه درخت خوب می فهمد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0 AM  توسط کاید  | 

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر

می شوی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0 AM  توسط کاید  | 

خانمی در سالن انتظار هواپیمای یک فرودگاه بزرگ منتظر منتظر پرواز بود.چون باید مدت زیادی منتظر می ماند تصمیم گرفت کتابی بخرد تا با آن وقت خود را بگذراند. او همچنین یک بسته شیرینی هم خرید. او بر روی یک صندلی در VIP فرودگاه نشست تا در حین استراحت به آرامی کتاب خود را نیز بخواند. مردی بر صندلی بغلی نشسته بود در کنار صندلی بین او و زن یک بسته شیرینی قرار داشت و مرد مجله اش را باز کرده و شروع به خواندن کرد. وقتی زن اولین دانه شیرینی را از جعبه برداشت مرد نیز یک دانه از آن جعبه برداشت. زن عصبانی شد ولی چیزی نگفت. او با خود فکر کرد)): حیف که حالم خوب نیست . اگر نه به خاطر پرروییش  با مشت به صورتش می زدم.)) زن هر بار که یک دانه شیرینی بر می داشت مرد نیز یک دانه بر میداشت. این مسئله زن را بسیار آتشی کرد ولی زن جلوی خود را گرفته و چیزی نمی گفت.وقتی تنها یک دانه شیرینی مانده بود زن با خود گفت)) اه... الان دیگه این مرد سوء استفاده گر چه خواهد کرد؟)) مرد آخرین دانه شیرینی را برداشته و آن را به دو قسمت تقسیم کرد و نصف آن را به زن داد.(( آه این دیگه خیلی بی شرمانه است! )) زن بسیار عصبانی بود. زن با اوقات تلخی کتاب و وسایلش را برداشت و به سوی سالن پرواز رفت. وقتی در هواپیما بر صندلیش نشست درون کیفش به دنبال عینکش می گشت که ناگهان با چیز غیر منتظره ای برخورد کرد. جعبه شیرینی او دست نخورده در کیفش قرار داشت. او بسیار شرمگین شد. او فهمید که اشتباه کرده است و جعبه شیرینی در VIP متعلق به آن مرد بوده نه او و او جعبه شیرینی اش را در کیفش گذاشته بوده است. و آن مرد بدون احساس عصبانیت آخرین شیرینی خود را با او قسمت کرده بود. و اکنون دیگر هیچ شانسی برای توضیح یا عذر خواهی نداشت.

4 چیز است که بازگشت ندارد:

1- سنگ پس از پرتاب

2- کلام پس از گفتار

3- فرصت بعد از دست دادن آن

4- عمر وقتی که به پایان نزدیک شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 0 AM  توسط کاید  | 

آيت‌الله سيدمحمد موسوي بجنوردي، فرزند مرحوم آيت‌الله العظمي ميرزا حسن موسوي بجنوردي از مراجع تقليد دوره معاصر است، همچنين از طريق مادري نيز با آيت‌الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني مرجع تقليد شيعيان و صاحب كتاب وسيله النجاه منسوب است. وي تحصيلا‌ت عالي خود را در نجف اشرف، در خدمت پدر و ساير اساتيد بزرگ آن دوران سپري نموده است و از آيت‌الله العظمي خويي و امام خميني (ره) نيز اجازه اجتهاد دريافت كرده است.
او از سال 1361 به بعد در دانشگاه‌ها و حوزه هاي علميه مختلف تدريس نموده و بيش از ده‌ها كتاب و مقاله در حوزه‌هاي مختلف فقهي، حقوقي، فلسفي و اجتماعي به رشته تحرير درآورده است. وي مدتي نيز به حكم امام خميني در شوراي عالي قضائي عضويت داشته است. آنچه در پي مي‌آيد، گفت‌وگويي است با ايشان درباره جايگاه رجم (سنگسار) و نظريات مربوط به آن در فقه اسلا‌مي.

باقی مصاحبه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2 AM  توسط کاید  | 

لا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ العِبادِ الأعمالَ الصّالحةَ الّتي يَعْمَلونَها إذا تَوَلَّوا الإمامَ الجائرَ الّذي ليسَ مِنَ اللَّهِ تعالى

امام صادق عليه السلام :

اگر بندگان ، پيشواى ستمگر را كه از جانب خدا نيست به زمامدارى گيرند ، خداوند كارهاى شايسته‏اى را كه انجام مى‏دهند نخواهد پذيرفت

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 11 PM  توسط کاید  | 

سوال:با سلام مي خواستم نظر مباركتان را درباره حكم سنگسار زنان و نحوه اجراي آن در اسلام و لزوم تغيير اين حكم در عصر كنوني بدانم.

بسمه تعالی

ج -  قوانين اسلام براي هميشه است و شارع تعالي رعايت مصلحت را نموده و براي همه دوران ها هم رعايت مصلحت نموده، چون براي هميشه است و اصولاً جواز تغييراحكام بر مي گردد به نفي حاكميت و قانونگذاري شارع و شرك در قانونگذاري است «ان الحكم الا لله يقصّ الحق و هو خير الفاصلين» و بعد ازآن كه امري به صورت حكم اسلام مطرح باشد و فقيه آن را حكم اسلامي دانسته و از منابع، استفاده نموده، همان حكم برايش حجت است و جايگزين نمودن چيز ديگر به جاي آن افتراء علي الله بلكه باشك در بودن و نبودن آن در اسلام چه رسد به علم به نبودن كه تشريع و ادخال ماليس من الدين في الدين است. و مسأله ناپسندي جوامع و يا خشن دانستن آن ها احكام اسلام را نمي تواند مشرع باشد و قوانين اسلام، تابع انظار و بينش هاي ديگران نيست و الا احكام بايد به تدريج تغيير كند ودر نتيجه اسلامي نمي ماند تا خشن باشد يا سهل آري، وقتي به اين گونه مسأله ها برخورد نموديم دقّت زياد تري در استنباطمان بنماييم، تا شايد به نظريّة و فتواي مثل ميرازي قمي (قدس سره) برسيم كه معتقد است جواز اجراي حدود در زمان غيبت، محل تأمّل و توقف است و بايد به جاي آن ها تعزير نمود و يا در رابطه با اثبات آن به طرق خاصّه يعني چهار مرتبه اقرار عن وجدان ديني و وضعي كه در روايات آمده و يا چهار شاهد عادل آن هم با وضع خاص به خود كه غالباً بلكه به طور كلّي درازمنه بعد از زمان حضور ائمه معصومين (صلوات الله عليهم اجمعين) تحقق پيدا نكرده و نمي كند كه بنده بر اين نظر هستم و راه اثبات را در حدود عرضيّة، منحصر به همان دو راه مي دانم لاغير، به هر حال، با يكي از اين دو نظريه، اشكال ها مندفع مي گردد و احكام اسلامي با توجه به فتواي فقها عظام براي هميشه محفوظ مي ماند و شبهه تغيير و تجديد نظر در احكام و هميشگي نبودن آن به وجود نمي آيد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 10 PM  توسط کاید  | 

حجت الاسلام جنتی این هفته در خطبه های نماز جمعه تهران در ادامه افاضات پر فیضشان!!! ضمن دفاع از عملکرد نیروی انتظامی در طرح ارتقائ امنیت اجتماعی با اشاره به اعدام اراذل و اوباش فرمودند که اگر امام علی (ع) نیز بودند همین کار را می کردند. ولی نکاتی که ایشان به آن اشاره نکردند این بود که اگر امام علی(ع) حضور داشتند اولا اراذل و اوباشی وجود نداشت که شما به جای از بین بردن زمینه بوجود آمدنشان لاف از بین بردنشان را بزنید( مانند تمام مشکلات دیگر این مملکت که با حذف صورت مسئله زحمت حل آن را به خود نمی دهید) و دیگر اینکه اگر امام علی (ع) حضور داشتند امثال آقایان جنتی حقوق ماهیانه شان از محل بیمه بیکاری تامین می شد نه دبیری شورای نگهبان اصول گرایان. 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 11 PM  توسط کاید  | 

-قائل به عموميت قصاص هستيم براى قتل هر انسانى كه خونش در حكومت اسلامى محترم است، بدون تفاوت از حيث مسلمان و كافر بودن قاتل و مقتول، در مورد قصاص زن و مرد هم آنچه در قوانين جزايى ما و در فقه هم جايز هست اين است كه اگر مردى زنى را بكشد و اولياى زن بخواهند قصاص كنند، بايد نصف ديه را بدهند، امّا ما گفتيم اين طور نيست و هر دو در مقابل هم قصاص مى شوند، كما اينكه ديه غير مسلمانى كه محترم است يعنى مالش و عرضش مصونيت دارد ديه اش با ديه مسلمان برابر است. راجع به قضاوت هم از  25  تا  30  سال قبل بحث كرديم كه حقّ قضاوت براى زن نيز هست، حقّ ولايت هم براى زن هست، حقّ مرجعيت و رئيس جمهورى و ولايت فقيه و... براى زن است، اينها را نوشتيم و گفتيم و گروهى هم سر و صدايشان در آمد و اعتراض كردند كه اصلاً مهم نيست و ما توجهى نمى كنيم. در باب ازدواج هم كه روى ازدواج باكره رشيده بحث است ما گفتيم كه دختر باكره بالغه رشيده كه مفهوم و درك ازدواج و سرنوشت را دارد و مى داند كه در جامعه مردِ بَد نيز هست، طلاق هست و خلاصه اينها را مى فهمد، اصلاً اذن پدر نمى خواهد او هم مثل پسر است و مى تواند بدون اجازه ازدواج كند. پس از نظر بنده اذن پدر براى باكره رشيده در ازدواج دايم، لازم نيست، بر خلاف ازدواج موقت كه لازم است، اگر هم شك كرديم كه رشيده است يا نه بايد رشد احراز شود و تا رشد احراز نشود حكم غير رشيده دارد، البته آية الله گلپايگانى گفته اند هيچ جا لازم نيست، منتها در قوانين مملكت ما و قانون مدنى ما گفته شده كه اذن پدر به لحاظ ثبت در دفتر لازم است، اگر بخواهد نباشد بايد مصلحت انديشان بينديشند و بحث كنند كه اگر ما بگوييم اذن پدر لازم نيست، مفسده اى براى آن به وجود مى آيد يا نه؟ كه به نظر من در نكاح دايم كه اصل در نكاح است، اجازه پدر لازم نيست.
در بحث طلاق كه در اراده مرد است و يا ارث پسر كه دو برابر دختر است در اين بحث بنده بايد فكر كنم امّا آنچه كه معلوم است و نظر ما هم تابع آن است مشكلى در پى ندارد چرا كه در موارد عيب هم زن حقّ فسخ دارد مثل جنون مرد و يا مواردى كه تدليس كرده - كلاه سر زن گذاشته- زن باز حقّ فسخ دارد. به نظر من محض اينكه طلاق دست مرد باشد با اين مواردى را كه ما داريم اشكالى را پيش نمى آورد فقط يك جا اشكال پيش مى آيد و آن اينكه مرد بى جهت بخواهد زن را طلاق بدهد كه اين موضوع جاى بحث دارد به خاطر آنكه در مقابل، زن هم اگر ناراضى باشد و حاضر شود همه مهريه اش را به مرد پس بدهد به نظر اين جانب و برخى از علماى بزرگ گذشته بر مرد واجب است كه او را طلاق بدهد، پس مرد مهريه مى دهد و طلاق مى دهد زن هم اگر مهريه را پس داد مرد بايد او را طلاق خلع بدهد، وگرنه دادگاه بجاى او طلاق مى دهد و عدالت با اين وضع مراعات شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1 AM  توسط کاید  | 

NewPic.ir Free Photo Sharing 

 

NewPic.ir Free Photo Sharing

آقای حداد عادل راست گفتی. زیر سر این مردم نباید بالش نرم گذاشت. آنچه لایق سر این مردم است باتوم سخت است و دیگر هیچ.این است هدیه دولت مهرورز به مردان خوش غیرت ایران زمین.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 9 PM  توسط کاید  | 

ایسنا: محمدرضا تابش با انتقاد از اظهارات روز سه شنبه رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: علی الظاهر جناح محافظه کار آنقدر از پیروزی خود در عرصه انتخابات آینده مطمئن است که مدتی است از موضع درشت گویی و طلبکاری با مردم صحبت می کند که این رویه در شان مردم شریف و ملت نجیب ایران نیست. دبیرکل فراکسیون اقلیت مجلس در انتقاد از سخنان رئیس مجلس در حاشیه مراسم چهلمین سالگرد تاسیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران مبنی بر اینکه (( مردم ایران اگر بدانند بنزین مصرفی کشور همین مقدار است ، راه بهینه برای مصرف بنزین را پیدا می کنند، اما اگر به مردم این امیدواری داده شود و زیر سر آنها بالش نرمی گذاشته شود که به محض تمام شدن بنزین می توانند بنزینی لیتر ۶۰۰ تومان را داشته باشند ، مجددا این نگرانی شلوغ شدن خیابانها پیش خواهد آمد.))، گفت: اگر این جمله نقل شده صحیح باشد که گفته اند نمی شود بالش نرمی زیر سر مردم گذاشت ، بیان چنین جملاتی از سوی ایشان جای تعجب و شگفتی دارد. وی افزود: ظاهرا فراموش کرده اند که این ملت نجیب و شریف ایران هستند که بالش نرم زیر سر مسئولان قرار داده اند تا مطالبات آنها را پیگیر باشد. وی گفت: آقایان در انتخابات قبلی با شعار بهبود وضعیت معیشتی مردم ،از آنها رای گرفتند و در  واقع رای شان این بود که بالشی زیر سر این مردم بگزارند. ...مردم یک زندگی راحت و نسبتا نرم می خواهند . سقفی بالای سرشان که امروز تحقق این مسئله هم جزء آرزوی محال است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 9 PM  توسط کاید  | 

 

NewPic.ir Free Photo SharingNewPic.ir Free Photo SharingNewPic.ir Free Photo SharingNewPic.ir Free Photo Sharing

گوشه هایی از کتاب بررسی روانشناختی خودکامگی اثر مانس اشپربر را برایتان می گذارم . مانس اشپربر متولد ۱۹۰۵م از خانواده یهودی در اتریش از اساتید روانشناسی و عضو کارد مرکز ی حزب کمونیست بود . او در سال ۱۹۳۷ پس از قتل عده ای از دوستان و هم حزبیهایش توسط استالین ازا نحراف قطار سوسیالیسم به سمت خودکامگی و استبداد از این حزب روی برگرداند. کتاب بررسی روانشناختی خودکامگی حاصل آشنایی نزدیک این نویسنده با یکی از مظاهر استبداد می باشد. در مقدمه کتاب از او چنین می خوانیم:

(( ... در سال ۱۹۳۷ ، با اندیشیدن در خصوص عوامل پشت پرده ، چگونگی انجام کارها و نقش قاضی های دادگاهها ، به یک نتیجه گیری منسجم دست یافته بودم که هیچگاه نیازی به تغییر آن ندیدم. ده سال بعد ... همه کسانی که علاقه مند بودند تا حقیقت قضایا را بدانند دریافتند که آن اعترافات کذایی، نه تنها به زور شکنجه های جسمانی - بلکه به وسیله شکنجه های روانی غیر قابل تحمل و ویرانگر، از متهمان گرفته شده است!... اینگونه به نظر می رسید که در محاکمات دادگاههای مسکو این حالت از خود بیگانگی به شکل افراطی تری ( حتی نسبت به دادگاههای مضحک تفتیش عقاید قرون وسطی) به نمایش گذارده می شود. در فرآیند محاکمات این دادگاهها ،انسانها زیر فشار تهدید و ارعاب هایی که روح و روان آنها را متلاشی می کرد با خویشتن خود دشمنی می ورزیدند. در عین حال این وضعیت ، بدون ظهور نشانه بیماری یا روان پریشی و بدون آنکه اختلال مرموزی در وضعیت روانی افراد دیده شود ، بوجود آمده بود...))[این مطلب هیچ ربطی به اعترافات هاله اسفندیاری و برنامه به نام دموکراسی ندارد!؟]

گوشه هایی از کتاب:

(( ص۹۰: نبود بینش و جسارت و شهامت در مردم زمینه و بستر پیدایش و استقرار نظام استبداد و خودکامگی محسوب می شود.

ص۹۱: هرچه خودآگاهی و بینش سیاسی ملت بیشتر و عمیق تر باشد ، امکان این که به یک دیکتاتور خودکامه روی آورده و آزادی خود را دو دستی به وی واگذار کنند ، کمتر خواهد بود.

ص۱۲۰:نظام استبداد و خودکامگی یکسری احکام خاص صادر می کند : این کار را بکن ، آن کار را نکن. امر و نهی برای تک تک اعمال و رفتار! آیا همین کافی خواهد بود؟ ایا باید دست روی دست گذاشت و منتظر بود تا کسی عمل خلافی انجام دهد؟ نه در این صورت کار از کار می گذرد. باید اندیشه و عقیده مخالف را نیز ممنوع اعلام کرد. البته این هم کافی نخواهد بود . آیا این درست است که صاحبان قدرت منتظر باشند تا کسی حرفی بزند و یا ابراز عقیده ای بکند و بعد او را محاکمه و تنبیه کرد ؟ نخیر! این روش درست نیست. باید روشی تعبیه کرد که حتی حرفها و ایما و اشاره هایی که بین دوستان و آشنایان رد و بدل می شود هم ممنوع شود. اصلا بهتر است که تفکر و دگر اندیشی (هر چند آنها را بازگو نکنند و در سطح فکر باقی بماند ) ممنوع شود.

ص۱۲۳: حاکم خودکامه همواره فهرستی از افرادی که باید تعقیب و تبعید شوند در دست دارد . در این لیست نام هرکسی را می توان دید. تمامی بشریت در این لیست ملعون وجود دارند. چرا که تا زمانی که هنوز کسی در زندگی فعال است هرچقدر هم که وفادار باشد ، باز هم احتمال عهد شکنی او می رود تا زمانی که هنوز یک نفر مانده که با او بیعت نکرده این احساس در او وجود داردکه گویی صاحب هیچ قدرتی نیست. بدین خاطر است کگه در نظام استبداد و خودکامگی در خصوص مساله اهانت به مقام والای حضرت حاکم (پیشوا، پدر خلق های جهان و...) چنان مجازات شدیدی وضع می شود که حتی در یک حکومت سلطنتی هم به چشم نمی خورد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 11 PM  توسط کاید  |