تبليغاتX
درون خلوت ما غیر در نمی گنجد - برای پدر

درون خلوت ما غیر در نمی گنجد

ب

رفيق علی از جانب سازمان انقلابي حزب توده براي كمك و شركت در  جنبش مسلحانه فارس كه تحت رهبري بهمن قشقائي جريان داشت به ايران اعزام شد. اما زماني به آن خطه رسيد كه آن جنبش توسط رژيم شاه سركوب شده بود. وي همراه با يكي ديگر از رفقايش بطور غير قانوني راهي كشورهاي خليج شد و دوباره تماس خود را با سازمان انقلابي حزب توده برقرار كرد. او در مبارزات عملي و سياسي سازمان انقلابي نقش بر عهده گرفت و سريعا به يكي از كادرهاي جوان، فعال و پرشور اين سازمان بدل شد.

رفيق چهار محالي جزو اولين سري انقلابيوني بود كه براي آموزش سياسي نظامي از جانب سازمان انقلابي عازم كوبا شد. اين امر مقارن با زماني بود كه از يكسو اختلاف مشي ميان «راه كوبا» و «راه چين» در ميان انقلابيون جهان برجسته شده بود و از سوي ديگر ميان فيدل كاسترو و رفقاي چيني در زمينه جهتگيري های انقلاب كوبا و نزديكي كوبا به شوروي اختلافات زيادي بروز كرده بود. گروه اعزامي كه رفيق علي چهار محالي نيز در ميان آنان بود و عمدتا  از چين طرفداري مي كردند مورد بي مهري و غضب دولت كوبا قرار گرفتند و از كوبا اخراج شدند.

اين مسئله همزمان بود با بروز مبارزات خطي در سازمان انقلابي حزب توده و جهتگيري قوي تر اين سازمان در حمايت از مشي چين. رفيق چهار محالي پس از بازگشت از كوبا، همراه با هيئتي ديگر عازم چين انقلابي براي آموزش سياسي و نظامي شدند. سفري كه همزمان بود با اوج گيري انقلاب كبير فرهنگي پرولتاريائي در چين و بزير كشيدن رويزيونيستهاي چيني از اريكه قدرت، يعني كساني كه مي خواستند راه سرمايه داري را دنبال كنند و به اربابان جديد حاكم بر توده ها بدل شوند. رفيق علي جزو معدود كمونيستهاي انقلابي ايران بود كه از نزديك شاهد انقلاب فرهنگي در چين بود. سفر به چين انقلابي موجب تعميق درك وي از دلايل بروز رويزيونيسم در يك حزب انقلابي و  درك از ساختمان سوسياليسم شد. ارمغان اين سفر براي وي تثبيت انديشه مائوتسه دون (كه امروزه به  مائوئيسم مشهور است) بعنوان مرحله تكاملي جديد در علم و ايدئولوژي طبقه كارگر جهاني بود. او به مبلغ پيگير و خستگي ناپذير ماركسيسم _ لنينيسم _ انديشه مائو تسه دون بدل شد و تا آخر عمر به اين ايدئولوژي وفادار ماند.  او بعدها با خواندن سرود «شرق سرخ است» بزبان چيني انقلاب فرهنگي را به خاطر يارانش مي آورد و بر آن دوران ارج مي گذاشت.

عد از بازگشت از سفر چين رفيق علی فعالانه براي انتقال نيروهاي سازمان انقلابی به داخل نقش گرفت و ساكن دوبي شد و به مدت چند سال به فعاليت در بين كارگران مهاجر ايراني پرداخت. او با اتخاذ مشي توده اي توانست در زمينه رفت و آمد و تهيه امكانات پوششي در زمينه انتقال ديگر رفقاي اين سازمان نقش موثري ايفا كند. محل زندگي وي محل رفت آمد و تامين ارتباطات با داخل كشور بود. سپس رفيق علي زمينه را براي انتقال خودش به داخل فراهم كرد و با مدارك جعلي وارد ايران شد. او در ارتباط با رفقاي گروه واعظ زاده قرار گرفت. پس از ضربه اي كه بر گروه واعظ زاده وارد آمد رفيق علي به فعاليتهاي خود در بين كارگران خطه جنوب ادامه داد.. او كه پاره اي از مهمترين تجارب انقلاب جهاني را از نزديك مشاهده كرده بود و در مبارزات انقلابي مختلف شركت كرده بود، به يك كادر كمونيست برجسته و صاحب نظر بدل شد و قادر بود درست  از نادرست را بخوبي تشخيص دهد. پس از آنكه سازمان انقلابي به مشي آشكارا راست در غلتيد علی رابطه خود با آن سازمان قطع كرد.  راديكاليسم علی مشي راست روانه سازمان انقلابي را بر نمي تابيد.

او طي سالهاي قبل از انقلاب 57 در كارخانه اي در جنوب كشور مشغول به كار شد و در بين كارگران آن خطه به فعاليت پرداخت و دامنه ارتباطاتش را گسترش داد. طي ايندوره، وي توانست نفوذ سياسي زيادي در بين كارگران پيشرو كسب كند و نقش فعالي در مبارزات توده اي سال 57 ايفا كند.

پس از سرنگوني شاه، رفيق علي به فعال سرشناس و مورد اعتماد جنبش كارگري در منطقه آبادان بدل شد. او نقش فعالي در سازماندهي جنبش كارگران پروژه اي جنوب ايفا كرد. مبارزاتي كه سنديكاي پروژه اي آبادان حاصلش بود. رفيق علي چهار محالي يكي از بنيان گذاران اصلي اين تشكل توده اي كارگري بود.

تشكيل سنديكاي پروژه اي آبادان نقطه عطفي در جنبش كارگري ايران محسوب مي شود. اين سنديكا جز معدود تشكلات كارگري بود كه مستقيما تحت هدايت كمونيستهاي انقلابي چون علي چهار محالي و برخی  ديگر از مبارزين چپ در جنبش کارگري قرار داشت. اين سنديکا، توده اي ترين تشكل مستقل كارگري پس از 28 مرداد 1332 بود. تشكلي كه متكي بر ابتكارات توده اي بود و توانست هزاران كارگر پروژه اي جنوب را متشكل كند و عرصه اي باشد براي پرورش سياسي كارگران. نقش رفيق علي در سازماندهي تظاهرات اول ماه مه 58 و ديگر فعاليتهاي سنديكا همچون كمك به سيل زدگان جنوب و فعاليتهاي هنري اين سنديكا برجسته بود.

 در همين دوران رفيق علي چهار محالي به صفوف اتحاديه كمونيستهاي ايران پيوست. او در شوراي سوم اتحاديه شركت كرد و نقش برجسته اي در كنفرانس كارگري سازمان در زمينه انتقال تجارب انقلابي به ديگر رفقاي سازمان ايفا كرد.

با شروع جنگ ايران و عراق، ديگر زمينه اي براي ادامه فعاليت سنديكاي پروژه اي باقي نماند. رفيق علي با خانواده اش همراه با جنگ زدگان جنوب به شيراز منتقل شد. او يك ماه پس از آغاز جنگ با  ارزيابي سازمان مبني عادلانه بودن اين جنگ از سوي رژيم خميني به مخالفت برخاست و در شيراز به سازماندهي مبارزات توده اي جنگ زدگان پرداخت. او به همراه رفقائي چون بهروز غفوري توانست اول ماه مه پرشور و توده اي در سال 60 در خوابگاه جنگ زدگان در شيراز برگزار كند.

با طرح آغاز مبارزه مسلحانه، رفيق علي گه از مسئولين منطقه ای اتحاديه بود، بيدرنگ به طرفداري از طرح سربداران برخاست. او در ايندوره تلاش زيادي در پيشبرد امور تداركاتي و تبليغاتي سربداران انجام داد. رفيق علی در سازمان دادن دستجات تبليغي براي پخش اعلاميه های سربداران در ميان کارگران و جنگ زده ها در شيراز و براه انداختن بحث بر سر ضرورت جنگ مسلحانه در بين زحمتکشان، نقش تعيين کننده داشت. پس از آنكه قيام آمل شكست خورد و اقليت سازمان حملات ايدئولوژيك _ سياسي خود را عليه مشي مبارزه مسلحانه آغاز كردند، نقش رفيق علي چهار محالي در سازمان بيش از هر زمان ديگري برجسته شد. او فعالانه در مقالات گوناگون به افشاي نظرات راست و محافظه كارانه اقليت سازمان و نقد همه جانبه تز «از اعتصاب تا قيام» پرداخت. نقد او با رجوع به انديشه مائو و تجربه انقلاب چين و تاكيد بر «استراتژي محاصره شهرها از طريق دهات» صورت گرفت. او با اتكا به درسهاي انقلاب فرهنگي بر ضرورت پيشبرد مبارزه دو خط براي انقلابي ماندن حزب و سازمان كمونيستي تاكيد كرد.

با ضربه سراسري در تيرماه 1361 رفيق علي چهار محالي در سخت ترين شرايط پا پيش نهاد و همراه با رفقاي ديگر، «كميته موقت رهبري» را براي بازسازي اتحاديه كمونيستهاي ايران سازمان داد. نقش رفيق چهار محالي در تلاشهاي اتحاديه براي آغاز مجدد مبارزه مسلحانه در جنگلهاي آمل تعيين كننده بود. در آنزمان، اين شروع مجدد که همراه بود با يک درگيري مسلحانه و کشته شدن 15 پاسدار، تبليغات رژيم مبني بر نابودي سازمان را بلااثر گذاشت.

اگر چه خطي كه رفيق چهار محالي براي آغاز مجدد مبارزه مسلحانه جلو گذاشته بود ناظر بر جمعبندي همه جانبه از پراتيك سربداران و ملزومات آغاز جنگ درازمدت توده اي نبود و كماكان متكي بر تحليلهاي سياسي سازمان در تابستان شصت بود و تفاوتي بين اوضاع  سياسي جديد با دوره قبل نمي ديد، اما بيان اراده بسيار انقلابي او و ديگر رفقا مبني بر ادامه مبارزه در آن شرايط دشوار بود.

در آن درگيري به دليل محاصره نظامي دشمن، رفيق علي چهار محالي از بقيه رفقا جدا افتاد و پس از چند روز خود را به كناره جاده هراز و سپس شهر آمل رساند. او با قيافه مسن و زحمت كشي اش توانست در پست بازرسي خود را يك دست فروش جنگ زده جا بزند و پاسداران رژيم را كه به وي مشكوك بودند، فريب دهد و خود را از چنگال شان برهاند.

پس از اين درگيري رفيق علي چهار محالي در شوراي چهارم سازمان در كردستان شركت كرد. با وجود اينكه نظرات وي در شوراي چهارم در اقليت افتاد، به مبارزه خود ادامه داد و در تابستان سال 62 به تهران بازگشت. در آبانماه همانسال در پي پيگردهاي گسترده دشمن دستگير شد. او با مقاومت قهرمانانه خود بازجويان جنايتكار اوين را بزانو درآورد. زماني كه شكنجه هاي جسمي اثر نكرد، بازجو نظر او را در مورد رفيق سيامك زعيم رهبر اصلي اتحاديه كمونيستهاي ايران كه بسيار مورد اعتماد و علاقه علي بود پرسيد او از رفيق سيامك زعيم تمجيد كرد. سپس بازجو به او گفت اگر نوشته اي از سيامك زعيم در رد ماركسيسم نشانش دهد چه مي گويد. علی پاسخ داد اگر چنين چيزي هست بياوريد من نقدش كنم. ديگر نه خبري از آن نوشته ادعائي شد نه خبري از آن بازجو.

در آخرين ديدارهائي كه برخي رفقا با وي در راهروهاي اوين داشتند، علي با روحيه اي بالا به آنها گفت من دهها صفحه دفاعيه سياسي  نوشته ام و در آن از اتحاديه كمونيستهاي ايران دفاع كرده ام. او در مورد كساني كه تواب شده بودند گفت آنها مثل خس و خاشاك روي آب هستند كه هيچ نشاني از آنها در تاريخ باقي نخواهد ماند اين ما هستيم كه مانند سنگهاي كف رودخانه براي هميشه در ذهن كارگران و توده هاي ستمديده باقي خواهيم ماند. رفيق علي چهار محالي در  اول ماه مه سال 63 در زندان اوين اعدام شد.

او كمونيستي بود كه توانست در سخت ترين شرايط روحيه و شور جواني را حفظ كند و نقش هميشه ماندگاري از خود بر جاي نهد. زندگي افتخار آميز او، آميزه اي قدرتمند از آگاهي كمونيستي با رمانتيسم انقلابي، تعهد طبقاتي با  اراده اي انقلابي و تجارب انقلابي در سطح ملي و بين المللي  بود. 

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 10 PM  توسط کاید  |